• دوشنبه ۱۳ شهریور ماه، ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۹
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 966-8990-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : گزارش

گزارش ایسنا از دردودل‌هایی از جنس مردم یک شهر؛

صداهایی که از حنجره‌های به خاک نشسته خارج می‌شود

پروژه پیاده‌سازی میدان امام(ره) شهر همدان در حالی در فصل پیک گردشگری در حال اجراست که در طول انجام عملیات مسائل و مشکلاتی گریبانگیر مردم و به ویژه کسبه آن محدوده شده است.

به گزارش ایسنا، منطقه همدان، مدیریت اجرای پروژه پیاده‌راه‌سازی میدان مرکزی شهر همدان به‌ویژه ترافیک و گردوغبار حاصل از اجرای پروژه موجبات اعتراض همگان را فراهم آورده است.

وقتی در جمع مردم به ویژه کسبه میدان امام(ره) قرار می‌گیریم اعتراض یک‌صدایشان به ترافیک و گردوخاک به گوش می‌رسد. کافیست چرخی در میدان بزنید، سرووضعی پیدا می‌کنید دیدنی. خاک سرتاپایتان را فرامی‌گیرد. حال تصور کنید از شهری دیگر به این منطقه بیایید، واقعا علاوه بر عصبانیت، کل شهر با جاه و جلالش زیرسوال می‌رود.

حال به اعتراضات مردم گوش می‌سپاریم؛ داستان از یک مرد میانسال معترض در میدان آغاز می‌شود که روی سخنش با مأمور اداره برق است. صدایش آنقدر بلند است که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند پس به سمتش می‌روم.

تا رسیدن به مرد معترض داستان سوالات متفاوتی از ذهنم عبور می‌کند؛ آیا در میدان قطعی برق اتفاق افتاده؟ چرا آن مرد این همه معترض است آن هم به یک مأمور ساده اداره برق. اما نزدیک‌تر شدنم به ماجرا همانا و دور شدن ذهن مرد از اداره برق همانا. گویا او به همه چیز اعتراض دارد الا اداره برق!

«عدم مدیریت صحیح در اجرای پروژه پیاده‌راه‌سازی میدان امام(ره) شهر» تمام اعتراض آن مرد میانسال است. انگار از سر ناچاری است که تمام شکایتش را به یک مأمور ساده اداره برق منتقل می‌کند. وقتی به او می‌رسم با شنیدن نخستین کلماتش پی می‌برم از کسبه بازار است. درد و دل‌هایش فوران می‌کند، اصلا نمی‌پرسد تو از چه رسانه‌ای هستی فقط پس از معرفی خودم، می‌گوید «بنویس». «بنویس که ما از فروشندگان موادغذایی میدان هستیم و گردوغبار حاصل از اجرای پروژه پیاده‌راه‌سازی کل کار و زندگی ما را مختل کرده است». «بنویس کار را باید اصولی انجام داد». «بنویس که از صبح 100 بار به شهرداری زنگ زده‌ام اما پیگیری نکرده‌اند».

در این حین، کسبه دیگری به جمع ما اضافه می‌شود. او هم از گردوخاک و عدم مدیریت صحیح گلایه دارد. حتی پیشنهادی را مطرح می‌کند، می‌گوید «حاضریم پول رسیدگی به این موضوع را هم بپردازیم». او هم اعترض می‌کند که چندبار برای ساماندهی و رسیدگی به امور با شهرداری تماس گرفته اما رسیدگی نشده است.

سپس مرد میانسال را می‌بینم که می‌رود و سطل بزرگ آبی می‌آورد و روی خاک‌ها می‌پاشد. از همین فرصت استفاده می‌کنم و به سراغ راننده تاکسی ابتدای خیابان باباطاهر می‌روم. او خیلی راحت می‌گوید «این گردوخاک گلویمان را داغون کرده و از صبح تلفن پشت تلفن است که برای شهرداری می‌زنیم».

آنچه از وضعیت میدان امام و خیابان‌های منتهی به آن می‌بینم را نمی‌توان با کلمات توصیف کرد. باید دوربین باشد و آنها را ضبط کند. اغراق نیست چرا که همه کسانی‌که حتی یک‌‌بار هم گذرشان به میدان افتاده به این امر معترفند. شما هم اگر نارضایتی‌های مردم را ببینید متوجه می‌شوید باید برای ثبت اوضاع پیش‌آمده از دوربین فیلمبرداری استفاده کرد.

از هرج و مرج رفت‌وآمد مردم گرفته تا اتوبوس‌های مجهز و نو مناطق بالای شهر و اتوبوس‌های کهنه و فرسوده پایین‌شهر، با ترس اینکه مبادا عابری را زیر بگیرند. آنقدر احتیاط را سرلوحه خود قرار داده‌اند که گاه گره ترافیکی به وجود می‌آید.

دوباره به سراغ کسبه‌ها می‌روم. حرف‌ها یکی است. همه اعتراض دارند. یکی می‌گوید به 137زنگ می‌زنم مدام به این مسئول و آن مسئول پاس‌کاری‌ام می‌کنند، همان چیزی که در فوتبال نداریم اما در مدیریت آن هم به بهترین شکلش داریم.

کسبه همسایه مرد میانسال اما حرفی نمی‌زند، می‌گوید اعتراضی ندارم در مقابل فروشنده دیگر که انگار شریکش است، یکی از مواد خوراکی بسته‌بندی شده را از مغازه‌اش می‌آورد و می‌گوید دستی به رویش بکش و ببین چقدر خاک گرفته است.

حواسم به پیرمردی که ابتدای خیابان باباطاهر نشسته و دستمالی جلوی دهانش گرفته، می‌رود. نزدیکش می‌شوم و می‌پرسم پدرجان به خاطر گردوخاک این دستمال را گرفته‌ای؟ پیرمرد پاسخ می‌دهد دستفروش گردو هستم و به خاطر اینکه برایم مشکل تنفسی ایجاد نشود، از دستمال استفاده می‌کنم.

پس از کلی شکایت و اعتراض سرانجام خودروی نیسان متعلق به شهرداری از راه می‌رسد و با «آب‌فشان» سعی در خواباندن گردوخاک‌ها دارد. البته کسبه نباید خیلی نگران باشند چرا که پروژه آنقدر دیر آغاز شده که به‌زودی نزولات جوی فصل پاییز همه خاک‌ها را بر زمین می‌خواباند... واقعا چرا شهرداری وقتی از نحوه پیشرفت پروژه‌های در دست احداثش جویا می‌شویم برایشان فصل کاری را هم درنظر می‌گیرند اما با خود نیندیشده‌اند این پروژه هم نیازمند همان تدبیر است؟

هر کس از میدان عبور می‌کند این جمله را حتما از او خواهید شنید «بابا این چه وضعه میدانه. وضعت رفت و آمد ماشینا به ویژه اتوبوسا خیلی داغونه. مسئولا رسیدگی کنن»

بعد از گرفتن گزارش‌هایم از وسیله نقلیه عمومی استفاده می‌کنم. قرار گرفتن در دل مردم برای یافتن سوژه‌های ناب همیشه کارساز است. این بار صدای معترض زنگ زنانه به خود می‌‎گیرد، خانمی در حدود 50-45 ساله، آنقدر دلش پر است که از زمین و زمان شکایت می‌کند. از پول‌های بی‌زبانی که برای زمین هزینه می‌کنند تا جوانان بیکاری که پارک‌ها را احاطه کرده‌اند.

مدام این جمله را تکرار می‌کند «چرا این همه پول برای زمین هزینه می‌کنند در حالیکه می‌توان همان مبلغ را برای احداث کارخانه و کارگاهی صرف کرد و دست جوانان بیکار را گرفت.»

آنقدر حرصی است که می‌گوید «خیلی کم به میدان می‌آیم. وقتی اوضاع میدان و پیاده‌راه بوعلی را می‌بینم که مردم فقط نشسته‌اند و همدیگر را دید می‌زنند تنها کاری که از دستم برمی‌آید حرص خوردن است. پس سعی می‌کنم کمتر به مرکز شهر بیایم.»

برخی از بیخ و بن اجرای پیاده‌راه را قبول ندارند و برخی به اجرایش به علت صدمات وارده به خود و کسب و کارشان معترضند. در حال حاضر در دور میدان امام چرخش ماشینی را شاهد نیستیم و چهار خیابان «شریعتی- باباطاهر» و «تختی- شهدا» دو به دو به صورت دوربرگردان بهم متصل شده‌اند و بار دو خیابان دیگر یعنی «اکباتان و بوعلی» که بر دوششان بود را به سختی تحمل می‌کنند. ای کاش کلا هیچ ماشینی در میدان تردد نداشت تا عواقب ساخت پیاده‌راه لااقل از حیث عدم تردد خودروهای متعدد و کوچک و بزرگ و بلند شدن گردوخاک‌های حاصل از آن کمتر می‌شد هر چند اتفاق این امر در آینده‌ای نه چندان دور غیرقابل اجتناب است.

مدیر منطقه یک شهرداری همدان: مردم تحمل کنند

پس از رسیدن به دفتر کارم با امیر فتحیان‌نسب، مدیر منطقه یک شهرداری همدان تماس می‌گیرم. او می‌گوید: «ما مدتی برای کسبه مزاحمت داریم به طوریکه احداث هر پروژه عمرانی در هر نقطه‌ای به بازه زمانی معینی نیازمند است و تخریب‌هایی هم در این راستا صورت می‌گیرد اما سعی داریم تا پایان هفته‌جاری حفاری‌های مقابل درب مغازه‌های دور میدان را انجام دهیم و به پایان رسانیم پس درخواست داریم با ما همکاری بیشتری داشته باشند چرا که این امر برای اعتلای بیشتر شهر است.»

به شهردار می‌گویم بحث مردم بیشتر پیرامون مدیریت اجرایی پروژه و مشکلات پیش آمده در راستای آن است که فتحیان‌نسب پاسخ می‌دهد «تا آخر این هفته عملیات بتن‌ریزی جلوی درب مغازه‌ها آغاز و به طور حتم با این کار از میزان گردو‌خاک‌ها کاسته می‌شود. به هر حال کار سنگینی است و تمام تجهیزات تأسیساتی در حال به‌روزرسانی است پس مردم باید این مدت را تحمل کنند چرا که همکاران ما به صورت شبانه‌روزی در حال فعالیت هستند.»

فتحیان‌نسب درباره اقدامات موقت برای کسب رضایت کسبه بازار نیز از آب‌پاشی‌های مکرر صورت گرفته در این محوطه خبر می‌دهد.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: