• سه شنبه ۱۴ آذر ماه، ۱۳۹۶ - ۲۰:۲۵
  • دسته بندی : علمی و آموزشی
  • کد خبر : 969-993-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : خبرگزاری ایسنا

ابرازنگرانی "محمود دولت آبادی" از وجود دام های توهم در تاریخ

امروز محمود دولت آبادی در جمع دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا حضور یافت و ضمن سخنرانی و خواندن یکی از آثارش از کتاب یکی از نویسندگان همدان رونمایی کرد.

به گزارش ایسنا- منطقه همدان- با حضور محمود دولت آبادی نویسنده و نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس کشورمان نشست مشترک انجمن علمی دانشجویی ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا و کتاب شهر همدان برگزار شد، ابتدا برخی از فعالان حوزه ادبی ضمن خوشامد گویی، به بیان پاره ای از دیدگاه های خود پرداختند سپس در ادامه دکتر قهرمان شیری، نویسنده همدانی توضیحاتی درباره کتاب جدید "روایت روزگار"ارائه کرد.

شیری در خلال این توضیحات، روش نقد خود در این کتاب را برگرفته از روش نقد آذر نفیسی و توام با محتوا عنوان کرد و افزود: در پی این نبودم که ایرادی بگیرم بلکه باید اول در پی این باشیم که آنها چگونه می نویسند، چه می گویند و چگونه می گویند و در این کتاب در پی این بوده ام که محمود دولت آبادی چه نوشته و چگونه نوشته و بخش های مختلفی نیز دارد.

شیری سپس در بیان ویژگی های آثار استاد دولت آبادی، کتابهای استاد را بخشی از زندگی هایی که اصلا تجربه نشده اند عنوان کرد و این عامل را سبب آشنایی با این موضوعات معرفی کرد و یادآور شد: ما همدانی ها بسیار به استاد دولت آبادی علاقه داریم و ایشان نیز بسیار اسم همدان را می برند.

شیری در ادامه ماجرای دو جوان همدانی را ذکر کرد که به سبزوار سفر می کنند تا با فضای حاکم بر رمان کلیدر آشنا شوند سپس درباره ماهیت آن دوجوان پرسشهایی را مطرح کرد.

محمود دولت آبادی نیز گفت: خیلی خرسند شدم هنگامی که وارد زیرطاق این دانشگاه شدم و به دوستی که همراهم است گفتم که خیلی خوب است که در کشور ما دانشگاه ها و بناهای خیلی خوبی ساخته شده است.

وی ادامه داد: همدان هم که شهر بسیار مهمی است و می شود گفت نخستین سرزمینی است که ریشه تاریخی کشور ما نهالش دراینجا کاشته شده است و از شاخه های این تاریخ همدان است.

در ادامه استاد دولت آبادی ضمن ادای احترام به حضار و پاسخ به سوالات مطرح شده، همدان را شهری بسیار مهم و دارای بناهای مهم خطاب کرد و همدان را سرزمینی ریشه ای در طول تاریخ منطقه دانست و نگاه واقع بینانه را در بررسی تاریخ ضروری و لازم قلمداد کرده و نسبت به وجود دام های توهم در تاریخ ابراز نگرانی کرد.

در ادامه نشست دولت آبادی به قرائت بخشهایی از کتاب بنی آدم که نوشته خودشان است پرداخت سپس تعدادی از حضار به بیان سوالاتشان از وی پرداختند:

* درمورد تاثیرپذیری از شاهنامه خصوصا در گسست روایت توضیح دهید؟

من فکر می کنم شاهنامه کتاب شاهان نیست، شاهنامه، شاه نامه هاست. اگر تاکنون برخی فکر کرده اند که این کتاب داستان شاهان است اشتباه کرده اند، فردوسی نمی توانسته علاقمند به سرگذشت شاهان باشد اما آنقدر هوشمند بوده که در عین حال نگوید که من واقعا مهمترین اثر در نظم و داستان را آفریده ام و در عین حال بگوید که این کتاب شاه نامه هاست و من مدیون او هستم. من در زمانی که در آستانه نوشتن کلیدر بودم از حضرت فردوسی مدد خواستم، یک چیزی مثل دعوت و خواهش نامه و تقاضا و یاری خواهی که کمکم کند. هنوز هم این کتاب بزرگ را می خوانم و اتفاقا هفته ای یکبار هم که با تعدادی جوان دیدار می کنم به آنان هم می دهم که بخوانند و من گوش کنم تا از زبان دیگری هم بشنوم. بر هر ایرانی خواندنش لازم است.

* گلشیری در یک مصاحبه گفته بود یک داستان نویس خوب کسی است که مارکسیسم بداند و اسلام بداند و روانشناسی بلد باشد، یونگ را بشناسد و تاریخ کشورش را هم بشناسد، با مسائل جهان آشنا باشد، بزرگان کشورش را بشناسد حافظ و مولانا را خوانده باشد و تمام زیر و بم داستان نویسی را هم بداند. شما این نظر را تایید یا رد می کنید؟ و زمانی که کلیدر را می نوشتید همه اینها را می دانستید؟

با یاد نیکی که از گلشیری می کنم دقیقا درست است و تایید می کنم اما در جواب قسمت دوم سوال باید بگویم نمی دانستم.

* در کشورهایی که آزادی زنان و بیان و قلم هست. روزنامه ها و رسانه های جمعی وظیفه روشنگری را به عهده می گیرند. در کشورهای دیگر جریانهای هنری و ادبی است که عهده دار این ماجرایند. در کشور ما وضع چگونه است؟ خود شما تا چه اندازه خود را نویسنده ای متعهد می دانید؟

نویسنده گرفتار همان نویسنده یمتعهد است. گرفتار شدن در دام یک حرفه ایست که روز و شب را از شما می گیرد و ممکن است که اسمش از نظر شما تعهد یا گرفتاری باشد و نمی توان لقب تعیین کرد و فراتر از کلمات است.

* سانسور قبل از انقلاب بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟   

سانسور در تمام دوره ها بوده و قبل و بعد از یک دوره خاص نبوده و خیلی مایه تاسف است. سانسور ادبیات بسیار لطمه زننده به جامعه است  چرا که جلوی ارتباط زنده و سالم را می گیرد. در هیچ کجای جهان سراغ ندارم که ادبیات توانسته باشد خدشه ای در ستون نطام سیاسی بیندازد اما نظام سیاسی در هر دوره می خواهد برای خود یک حریف داشته باشد و زورآزمایی غیرلازمی کند. ادبیات جانبدار آگاهی و شناخت و ارتباط سالم است. جلوی ادبیات را گرفتن، همسویی با جهل است.

* اگر خاطره ای از محمد رضا شجریان دارید بگویید؟

خاطره جالب و در عین حال ناخوشایند این بود که در یک منزلی بودیم، استاد شروع به آواز خواندن کرد و من برای اینکه سرفه نکنم سعی کردم جلوی سرفه ام را بگیرم اما خب بدتر شد و ناچار به آشپزخانه رفتم و آن مکان را ترک کردم و آواز را نشنیدم و بعدا از ایشان عذرخواهی کردم


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: