• شنبه ۱۹ خرداد ماه، ۱۳۹۷ - ۱۳:۱۹
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 973-4690-5
  • خبرنگار : 81121
  • منبع خبر : خبرگزاری ایسنا

بازخوانی وصيت‌نامه شهید «علی‌محمد قیطاسی»؛

بارالها گستاخى انتخاب شهادت را به من كرامت نما

شهدا مظهر ایثار و فداکاری هستند بنابراین خبرگزاری ایسنا به منظور ترویج فرهنگ ایثار و شهادت اقدام به بازخوانی وصیت‌نامه‌های شهدای استان کرده است.

به گزارش ایسنا، منطقه همدان، وصیت‌نامه شهدا حاوی نکاتی است که اسوه اخلاق، ایثار و رشادت است و این موضوع می‌تواند به عنوان مهمترین عامل برای مقابله با تهاجم فرهنگی مورد اهتمام بیش از پیش قرار گیرد.

حال دست به انتشار گزیده وصیت‌نامه بسیجی شهید «على‌محمد قيطاسى» می‌زنیم.

بسم الله الرحمن الرحيم

اللَّهُمَّ إِنَّ مَغْفِرَتَكَ أَرْجَى مِنْ عَمَلِي وَ إِنَّ رَحْمَتَكَ أَوْسَعُ مِنْ ذَنْبِي‏ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ ذَنْبِي عِنْدَكَ عَظِيماً فَعَفْوُكَ أَعْظَمُ مِنْ ذَنْبِي‏اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ أَكُنْ أَهْلاً أَنْ أَبْلُغَ رَحْمَتَكَ فَرَحْمَتُكَ أَهْلٌ أَنْ تَبْلُغَنِي وَ تَسَعَنِي‏ لِأَنَّهَا وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏

سپاس و ستايش خدايى را كه ما را به صراط خود هدايت كرد و بر اعمال ما ناظر است. خدايا ما چيزى براى گفتن ندارم جز اينكه از تو تقاضا کنم كه گناهانم را كه بر دوشم سنگينى مى‌كند و بيش از هر دردى مرا آزار مى‌دهد ببخشى و از من به لطف و رحمتت گذشت کنی. خدايا كار مثبتى انجام نداده‌ام كه به خاطر آن قسمت دهم كه مرا جز دوزخيان قرار ندهى.

خدايا اى مقصود و منظور من اين بنده گناهكارت در مقابل يريديان زمان قد علم كرده و به فرموده رهبر و مقتداى خود به جنگ با ناكثين و پيمان‌شكنان داخلى و سپس به جنگ با كفار رفتم و خيلى سريع از كردستان تا خوزستان اسلحه به دست با دشمنان داخلى و خارجى شتافتم اما بارها و بارها در برابر هواى نفس زانو زدم.

بارالها تو خود خوب مى‌دانى كه آرزوى من جز شهادت چيز ديگرى نبود اما سرنوشت چيز ديگرى شد و آن معلول شدن و در نهايت براى هميشه زمينگير شدم و بارها بعد از قطع نخاع شدنم نيز به جبهه رفته اما باز آنجا كه لياقت و سعادت شهادت را نداشتم و گناهان و سيئاتم مانع از رفتن به سوى معبود و رسيدن به مقصود مى‌شد.

خدايا ما از فرزند فاطمه آموختيم كه مرگ سياه سرنوشت شوم مردم زبونى است كه به هر تنگى تن مى‌دهند تا زنده بمانند و گستاخى انتخاب شهادت را ندارند و مرگ آنان را انتخاب خواهد كرد. بارالها گستاخى انتخاب شهادت را به من كرامت نما. خدايا تو خود گفتى (الموت فى حياتكم مقهورين و الحياط فى موتكم قاهرين) آن زندگى كه انسان زنده باشد و زير بار دشمن فرو رود آن مرگ است و آن مرگى كه انسان زنده باشد و در راه غلبه بر دشمن بميرد آن زندگى حقيقى است. پس بارالها زندگى حقيقى را به ما كرامت كن.

خدايا درست است بسيار گناهكارم و تو وعده دادى من خلف وعده كردم و هزاران عهد بسته شكستم و من نقص پيمان كردم اما اين بار تويى كه ارحم الرحمينى. بارالها از تو عذر مى‌خواهم كه نتوانستم آنطوريكه رضاى توست با هواهاى درونى مبارزه كنم، والذين جاهدو افينا لنهدينهم سبلنا. خدايا ما را تو راهنمايى كن قدم‌هاى ما را محكم دار و به دل‌هايمان پيروزى رسان و قلب ما را سرشار از شوق فرما و خوف عذابت را در وجودمان بينداز و قلب سياه وجود مرا به نور جمال و جلالت صيقل بخش.

خداوندا در حالى اين كلمات را بر ورق جارى مى‌سازم كه وجودم را گناه گرفته و قلبم سخت شده و انگار چشمه اشكهايم خشكيده خدايا تو را با زبانى مى‌خواهم كه زبانم از فرط گناه لال شده است.

اما پدر و مادر عزيزم آرزوى سعادت و سلامت شما را از خداوند متعال خواهان و خواستارم. پدر عزيز اميدوارم كه تو و مادر مهربانم مرا حلال کنید. پدر جان به خدا قسم افتخارم فرزندى پدرى مانند تو است و سربلندم به اينكه در خانواده‌اى بودم كه چه در زمان گذشته طاغوت چه در زمان انقلاب همواره شما يار و دوستدار انقلاب بوديد و سرافرازم به اينكه به نداى آن عارف ربانى امام عزيز و فقيه‌مان كه نمى‌توان با كلمات و جملات اوصاف آن پير خدايى را توصیف كرد و لبيك گفته و با اينكه جز من دو برادر ديگرم نيز قبل از بلوغ به جبهه فرستاده و اداى دين کردید و اكنون نيز در برابر مشكلات و مصائب مانند كوه استوار مانده‌ايد.

اما مادر عزيزم تو براى من همه چيز بودى و من را امر به كارهاى نيك و نهى از زشتيها و پليدي‌ها کردی. تو براى من مادرى بودى كه در 8 سال معلوليتم در بيمارستان‌ها شب‌ها با گريه‌هايم گريستى و با ناله‌هايم ناليدى. از تو طلب حلاليت مى‌کنم و از خداوند مى‌خواهم كه تو را اجر خيرى عنايت فرمايد و از تو مى‌خواهم كه بعد از من نيز تمامى اختيار دارايى مرا بر عهده بگيرى و اما از برادران عزيزم مى‌خواهم كه در نبودن من در خدمت خانواده و به ویژه در خدمت انقلاب و به جا آوردن واجبات شرع تا حدامكان تلاش خود را کرده و مرا نيز حلال كنند و از خواهران عزيزم آن پرستارهاى شب‌هاى متمادى نيز طلب حلاليت دارم كه زينب‌وار تقوا و پرهيزکارى را رعايت كنند، باشد كه اجر اخروى نصيبتان شود.

در پايان از تمامى دوستان و آشنايانى كه به نحوى زحماتى را درباره بيش از هشت سال معلوليت بنده تحمل كرده‌اند طلب حلاليت مى‌كنم و استدعاى من رنجور و مجروح اين است كه خط حضرت امام(ره) همچنان بقوت خود باقى ماند و همگان بدانند كه دير يا زود خواهند رفت.

اما چه بهتر كه با بارى سبك‌تر و بى‌گناه‌تر ...

زندگینامه شهید علی‌محمد قیطاسی

یکم تیرماه سال ۱۳۴۱ در شهرستان نهاوند و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش ستار نظامی بود. سال ۱۳۴۸ وارد دبیرستان شد و تحصیلات خود را تا پایان دوره متوسطه در رشته علوم تجربی ادامه داد و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد .

در سال‌های انقلاب کنار دیگر جوانان و نوجوانان انقلابی در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت و در تظاهرات و راهپیمایی‌ها شرکت کرد. پس از انقلاب به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و ملبس به لباس سبز پاسداری شد .

با آغاز جنگ تحمیلی و هجوم ارتش بعث عراق به مرزهای ایران روانه جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد و در عملیات‌های متعدد شرکت کرد و در مناطق مختلف عملیاتی حضور یافت. سرانجام پس از ماه‌ها مجاهدت در راه خدا در 16 مردادماه ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی قصرشیرین به شدت مجروح شد و در 12 خردادماه ۱۳۶۹ بر اثر عوارض مجروحیت و قطع نخاع به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. برادرش علی احمد نیز به شهادت رسیده است .

یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: