• دوشنبه ۱۱ تیر ماه، ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۳
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 974-1294-5
  • خبرنگار : 81121
  • منبع خبر : خبرگزاری ایسنا

بازخوانی وصيت‌نامه روحانی شهید «قاسم صاعدوصال»؛

خواهرم، حجاب شما كوبنده‌تر از خون شهید است

شهدا مظهر ایثار و فداکاری هستند بنابراین خبرگزاری ایسنا به منظور ترویج فرهنگ ایثار و شهادت اقدام به بازخوانی وصیت‌نامه‌های شهدای استان کرده است.

به گزارش ایسنا، منطقه همدان، وصیت‌نامه شهدا حاوی نکاتی است که اسوه اخلاق، ایثار و رشادت است و این موضوع می‌تواند به عنوان مهمترین عامل برای مقابله با تهاجم فرهنگی مورد اهتمام بیش از پیش قرار گیرد.

حال دست به انتشار گزیده وصیت‌نامه  روحانی شهید «قاسم صاعدوصال» می‌زنیم.

بسم رب‌الشهدا و الصديقين

به نام خدايى كه با ياد او انسان‌ها متقى و قلب‌ها آرام مي‌گيرد و به نام خداى شهيدان، شهيدايی كه با شهادتشان از زندان آزاد مي‌شوند چون امام موسى‌بن‌جعفر(ع) مي‌فرمايد كه «الدنيا سجنه مومن و جنته الكافر»؛ يعنى دنيا براى مؤمن زندان و براى كافر بهشت است و به خانه‌شان مي‌رسيدند.

سپاس خداى را كه هيچ كس مأيوس از رحمت او نيست و او را سپاس مي‌گذارم كه مرا مورد لطف و مرحمت خود قرار داده است. خدايا تو نيز مي‌دانى كه من فقط براى رضاى تو و براى متعال شدن خودم در اين راه قدم گذاشتم و اين بزرگترين افتخارى است براى من كه در چنين زمان زيست مى‌كنم و افتخار والاتر كه موقعيت حساس و تحت رهبرى چنين امام به جهاد با كفار مشغولم و چه زيبا و دوست داشتنى است كه خالصانه در راه آن قدم برداشتن و آرزوى ديرينه رسيدن و ترديدى نيست كه اين آرزو به درجه والاى انسانيت رسيدن يعنى شهادت است.

و چه زشت و ناپسند است در زماني‌كه خداوند در جهاد را باز كرده و جنگى ميان اسلام و كفر به وجود آمده باشد و اسلام احتياج به رزمنده داشته باشد، انسان و آدمى از رفتن به جهاد امتناع كند. در خانه و ميان لحاف بميرد كه بنده هميشه از اينگونه مردن هراسى داشتم و دارم زيرا دنيا محل گذر است و لذات دنياى زودگذر و اصولا دنيا رو به فناست پس چه بهتر كه فرزند آخرت باشم بگذار سوراخ سوراخمان كنند، بگذار سينه‌هايمان آماج رگبار دشمن باشد تا روشنفكران و ناآگاهان بدانند كه از ايمان و عقيده خود دست بر نمي‌داريم.

اى پدر و مادر عزيزم از اينكه نتوانستم جبران زحمات طاقت‌فرساى شما را بنمايم معذرت مى‌خواهم و اميدوارم كه حقير را به بزرگى خود ببخشيد. به خود می‌بالم كه در چنين خانواده‌اى بزرگ شده‌ام اما سلام گرم و صميمانه به شما پدر و مادر و برادران عزيزم مي‌رسانم و اميدوارم كه ان‌شاالله مرا عفو كنيد و براى من از خدا طلب مغفرت کنید.

اما پيامم به شما عزيزان و دوستان اين است كه در شهادت من اگر خدا نصيب كرد بى‌تابى نكنيد و من نمي‌گويم گريه نكنيد براى اينكه گريه براى شهيد ثواب دارد اما عرض مى‌كنم كه اگر براى من گريه كرديد در عامه مردم گريه نكنيد و بى‌تابى نكنيد زيرا از ناراحتى شما دوستان ناراحت و دشمنان خوشحال مي‌شوند. بنده از اينكه دشمنان خوشحال و دوستان ناراحت باشند خيلى ناراحت بوده و هستم و اميدوارم كه با اين كار بنده را ناراحت نكنيد، يعنى با گريه خودتان و پيام ديگرم به پدرم اين است كه اگر من شهيد شدم از بنياد شهيد هيچ مزايايى نگيرند و اگر هم گرفتيد يك ريال هم براى شخص من خرج نكنيد براى جبهه بدهيد يا اينكه برای مدرسه روستا و مركز عمومى خرج كنيد.

پيامی كه به برادران عزيز و بزرگوارم دارم اين است كه اسلحه بنده را برگيرند با دشمنان اسلام جنگ كنند و يار مظلومان باشند و در شهادت بنده همانند امام حسين(ع) كه در شهادت برادرش صبر كرد، صبر کنید و از خواهرانم و خواهران دينيم مي‌خواهم كه حجاب اسلامى را رعايت كنند زيرا حجاب شما كوبنده‌تر از خون من است.

اما پدر عزيز يكى از برادران عزيزم اگر رضايت داشتند آنها را به طلبگى بفرستيد تا سنگر علم و عمل را پر كنند و به مادرم دلدارى دهيد براى اينكه او جوان خود را ظاهرا از دست داده اما پيام مهم كه دارم اين است .

از امام و قائم مقام رهبرى يعنى آيت‌الله منتظرى اطاعت كنيد و به گفته‌هاى آنها عمل كنيد براى اينكه جز حرف حق چيزى نمي‌گويند ديگر وقت شريف شما را نمى‌گيرم. اميدوارم كه خدا به شما صبر عنايت فرمايد و حلالى بنده را از همه بخواهيد.

اما وصيتى كه دارم اين است كه بر سر قبر من به غير از آن چيزى كه بنياد شهيد مي‌دهد چيز ديگرى درست نكنيد چون اسراف است و بنده هم راضى نيستم چون شهيد مقامش آنقدر والا است كه اين چيزها برايش هيچ است.

الحقير شهيد قاسم صاعدوصال

زندگینامه شهید قاسم صاعدوصال

شهید قاسم صاعدوصال در 28 اسفندماه سال 1344 در روستای بابانظر شهرستان رزن از توابع استان همدان پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش محمد نبی نام داشت. پس از سپری کردن تحصیلات ابتدایی، به علت مشکلات خانوادگی ترک تحصیل کرد اما همواره دل بی‌قرارش تشنه کمال و تعالی بود.

همگام با امت حزب‌الله در راه به ثمر رسیدن نهال انقلاب اسلامی نقشی فعال و در خور تحسین از خود نشان داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان یکی از نیروهای مخلص در پایگاه مقاومت روستا با تلاش و کوششی وصف‌ناپذیر شب و روز کار می‌کرد و لذت می‌برد.

در سال 1361 به اتفاق دوستانش عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد و در سال 1362 به عنوان پاسدار وظیفه دوران مقدس سربازی را سپری کرد. در سال 1364 به حوزه علمیه رفت و با استعدادی درخشان و پشتکاری فراوان در سال 1361 به اتفاق دوستانش عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد و در سال 1362 به عنوان پاسدار وظیفه دوران مقدس سربازی را سپری کرد. در سال 1364 به حوزه علمیه رفت و با استعدادی درخشان و پشتکاری فراوان در مدت دو سال مقدمات و حاشیه را به اتمام رسانید.

چندین بار با قرارگاه رمضان به عملیات برون‌مرزی رفت و رشادت‌ها آفرید و سرانجام در کنار سپاهیان محمد(ص) همگام با برادر دیگرش به دیار ایمان شتافت. قبل از عملیات به دوستانش گفته بود «این بار اگر خدا قبول کند یقین دارم شهادت نصیبم خواهد شد. خودم خوابش را دیده‌ام و در همان روز شهادت به بچه‌ها می‌گوید: برویم و چند تا عکس یادگاری بگیریم.

با شروع عملیات نصر 4 پس از مبارزه‌ای قهرمانانه به آرزوی قلبی‌اش یعنی شهادت نائل آمد و در ششم تیرماه سال 1366 آسمانی شد.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: